ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
54
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
در همان هنگام ابو عصمه را كشت و راه بغداد را گرفت سبب قتل ابو عصمه اين بود كه روزى رشيد همراه جعفر بن هادى مىرفت بيك پل رسيدند كه آن پل در عيساباد بود . هارون الرشيد پيش افتاد . ابو عصمه به او نهيب داد و گفت : در جاى خود بايست كه وليعهد تقدم يابد و بگذرد . رشيد گفت : امر امير را مىشنوم و اطاعت مىكنم ايستاد تا جعفر ( كه بجاى او وليعهد تحميلى شده بود ) از پل گذشت . هارون كينه او را در دل گرفت تا او را كشت . چون رشيد ببغداد رسيد چند تن غواص خواست و گفت : مهدى به من انگشترى بخشيده بود كه بهاى آن صد هزار دينار ( زر ) بود . نام آن انگشترى جبل ( كوه ) بود . رسول هادى نزد من آمد و آن انگشترى را خواست من در كنار رود بود كه انگشترى را در آب انداختم . غواصان به آب فرو رفتند و انگشترى را بيرون آوردند رشيد بسيار خرسند شد . چون هادى درگذشت خزيمه ( جد امير اسد اللّه خزيمه علم ) بن خازم با عده پنج هزار سپاهى هجوم برد و جعفر ( وليعهد تحميلى بجاى رشيد ) را از بستر خواب كشيد و به او گفت : بايد خود را از خلافت خلع كنى و گرنه گردنت را خواهم زد . او تسليم شد و روز بعد خزيمه او را به مسجد كشيد و در ملا عام خلع او را اعلان كرد و مردم از بيعت او آزاد و آسوده شدند . خزيمه هم بسبب آن تهور مقرب و داراى مقام ارجمندتر گرديد . بيان حوادث در آن سال امين كه نامش محمد بود در ماه شوال متولد شد كه مأمون ( چند ماهى ) از او بزرگتر بود . در آن سال رشيد يحيى بن خالد را بوزارت منصوب نمود و به او گفت : من امور رعيت ( ملت ) را به تو سپردهام تو به آنچه صواب است حكم كن . هر كه را ميخواهى نصب و هر كه را نمىخواهى عزل كن . خاتم ( خلافت ) را به او سپرد . ابراهيم موصلى